تبلیغات
حاصل عمر - زندگی "دانشجوی دکترا"یی
 
جمعه 13 بهمن 1391 :: نویسنده : سیاوش سه نقطه

به نام خدا


سلام

واقعیت اینه که وقتی پا گذاشتم توی دوره دکترا، تا حد زیادی می دونستم که چی در انتظارم خواهد بود. یک زندگی مشخص: باید صبح از اتاقم بزنم بیرون، دوشم رو بگیرم، صبحانه ام رو بخورم، سوار اتوبوس شماره D1 بشم، ایستگاه فلان پیاده بشم، سوار یکی از اتوبوس های مترو بشم، خودم رو به مترو برسونم، یک ایستگاه بعد پیاده بشم، برم طبقه 9 برج شمالی، وسایلم رو بذارم پشت میزم، برم برای خودم قهوه بریزم و روزم رو شروع بکنم.

حالا چه روزی؟ روزی که اکثرا پشت یک میز میشینم، دو سه تا مقاله می خونم، اگر وقتش شد، دو سه مقاله بنویسم، جند تا برنامه با MATLAB بنویسم، چند تا مدل شبیه سازی بکنم، وقت ناهار شد ، برم پایین برج یا اطراف یک غذای حلال جفت و جور بکنم، دوباره بیام آزمایشگاه، ادامه مقاله خوندن، ادامه قهوه خوردن، ادامه شبیه سازی، بعدش دو رو بر ساعت 7 از آزمایشگاه بکنم و برم به سمت خوابگاه. اگر زیتوران خوابگاه باز بود، از اونجا بخورم، اگر نبود برم یک تن ماهی باز کنم و بخورم.

هر کسی متن بالا رو بخونه، با خودش میگه که این پسره چقدر بدبخته!! منم با توجه به توضیحات بالا که دادم، میگم که چقدر بدبختم. ولی واقعیت اینه که این روتین کلی زندگی هست. چیزهای کوچیکی که آدم این وسط می کنه، اون چیزهایی که دوست داره انجام بده و کسی زورش نکنه،  اوناست که باعث خوشحالی آدم میشه.
تازه دارم خودم رو میشناسم. چند سالی که دانشگاه امیر کبیر بودم، من رو طور خاصی بار آورده. دوست دارم با آدمها تعامل داشته باشم، بهشون گوش بدم، کارشون رو راه بندازم، مشکلشون رو حل یکنم، اگر بلد نباشم حل بکنم، دنبال راه حل بگردم.  مبینید چقدر هیجان انگیز هست! باور کنید که تک تک افرادی که توی زندگی من تاثیر گذاشتند، لطفی از طرف خدا بود و هست. من تا آخر عمرم بهشون مدیون هستم.
با توجه به این توضیحات، الآن که اومدم سنگاپور، جای مورد فوق به شدت خالیه. نمی تونم بگم که احساس تنهایی می کنم. بلکه میتونم بگم که احساس می کنم باید بیشتر درگیر بشم، باید چالش خودم رو بیشتر بکنم. باید جای خالی افرادی که توی زندگی من بودند، پر بکنم.

ولی خب ، این رو باید بگم، الآن که اومدم اینجا، یه احساسی بر من غلبه کرده:  احساس دوست داشتن و دوست داشته شدن. واقعا این دو رو دارم درک می کنم. متاسفانه چاره ای براش نمی تونم پیدا بکنم. فکر می کنم باید تحمل بکنم و یا باید دست به کار بشم.


منتظر نوشته های دیگه از من باشید ;)

التماس دعا در این روز جمعه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 18 شهریور 1396 10:43
There's certainly a lot to learn about this subject.
I like all of the points you've made.
چهارشنبه 30 فروردین 1396 00:07
This article is genuinely a nice one it assists new net viewers, who are
wishing in favor of blogging.
دوشنبه 24 تیر 1392 18:55
خوش بحالت من خیلی دوست دارم درس بخونم اما مجبورم کار کنم کاش بتونم به دکتری برسم
جمعه 11 اسفند 1391 03:01
هاهاهاهاها

چندتا مدل؟ چندتا شبیه سازی؟ یه دکتراست یا یه دوجین دکترا؟ خیلی خوب بود ها جالبه
یکشنبه 15 بهمن 1391 05:14
سلام
من الان داشتم قسمت درباره ی وبلاگ رو می خودندم و دیدم که اعتقادی رو اتفادی تایپ کردید

در مورد پست به نظرم شما فقط نیاز دارین که به خودتون اندکی زمان بدین تا به قسمت های هیجان انگیز زندگی در سنگاپور برسین ... به هر حال جا افتادن تووی یه محیط جدید و پیدا کردن آدمایی که آدم دوست داشته باشه بهشون بی برو و برگرد مهربونی و خدمت بکنه نیاز به زمان داره ... امیدوارم این زمان به زودی سپری بشه
و یه چیزی ...جنس هر بخش زندگی آدم متفاوته ...مثلا دیدین آدم یه مسافرت میره و خیلی باهاش حال می کنه و کلی خاطره انگیز می شه و آدم دعا می کنه هر وقت که رفت مسافرت همینجوری باشه ، بعد هیچوقت دیگه این خاطره تکرار نمی شه ولی یه سفرهای دیگه ای آدم میره که اونجوری نیست ولی شیرینی خودش رو داره
شاید تووی این زندگی جدیدتون قرار نباشه که همون خاطرات قدیم تکرار بشه... می شه آدم با این دید پیش بره که این مدلی هم شیرینی خاص خودشو داره
سیاوش سه نقطهسلام

توصیه آخرتون بسیار به دلم چسبید. هر محیطی یک نیازی رو طلب می کنه. باید دنبال چیز جدیدی باشم
شنبه 14 بهمن 1391 00:03
سلام
خیلی خوب بود ممنون
جناب سخاوی من از پاراگراف اول و دوم که نوشته بودید اصلا فکر در ذهنم خطور نکرد که بدبخت باشیداتفاقا برعکس به نظرم همین که زندگی در جهتی پیش بره برای رسیدن به هدفی خیلی خوبه و من فکر می کنم شما در این موقعیت هستید که بتونید کاملا به سوی هدفتون برید و موفق ازش بیرون بیاید. در حقیقت برادر من هم مدام در حال خواندن مقاله و نوشتن هست و من همیشه در دلم تحسینش می کنم. البته مطمئنم این راه کلا هر هدفی منظورم هست بدون سختی نمی شه و می دونم باید به سختی زحمت کشید و توکل داشت.
احساسی که نوشتید هم به نظرم خیلی خوبه و من این احساس و از بیشتر ایرانی ها که رفتند از گوشه و کنار شنیدم امیدوارم واسه تون هر چی خیر هست پیش بیاد.

و در آخر براتون دعا می کنیم
سیاوش سه نقطهسلام

ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


حاصل عمر
زندگی را بهتر بفهمیم
درباره وبلاگ

من یکی هستم مثل افراد دیگر جامعه. تلاش می کنم که دنیایی که زندگی می کنیم رو بهتر بفهمم. اصول اعتقادی ام رو بهتر بفهمم. و در این مسیر لذت ببرم.

مدیر وبلاگ : سیاوش سه نقطه
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :