تبلیغات
حاصل عمر - درس بخونم یا نخونم...سوال این است!
 
به نام خدا


سلام


مدتی پیش، یکی از دوستانم، که از بس اسمش رو تکرار کردم دیگه شرم دارم که دوباره بگم، در مورد درس خوندنم، ادامه تحصیلم و غیره  با من وارد بحث شد.

بحث بیشتر در این مورد بود که تا کجا باید درس خوند. اینکه هدف اصلی آدم توی زندگی چی باشه و اینکه آدم باید در کنار زندگی، به کار های خدا پسندانه مشغول بوده و هدف اصلیش چیزی غیر از درس خوندنش باشه.

واقعیتش در موقعیتی که برای من پیش اومده، شاید این ، مثل مسئله پست قبلی، هضمش سخت بود. چرا که من توجه داشتم که باید بر چه اساسی زندگی ام رو پیش ببرم ولی مسائلی نظیر اینکه اصلا دروس دانشگاهی ارزشش خوندن دارند و جایگاهشون چی هستش و یا اینکه ادامه تحصیل خارج از کشور ارزش داره و یا اینکه آدم برای زندگی درست هست اونجا بمونه یا نه.

تقریبا 10 روز هست که از اون واقعه می گذره و من در این مدت دنبال جواب بودم. هم جواب های این سوالات و هم جواب سوالاتی که توی پست قبلی نوشتم.

شاید میشه یک سری از سوالات فوق رو اینطور پرسید : اصلا چه جور علمی خوب هستند؟ مرتبه هر یک از علوم این وسط چیه؟

یکی از کتبی که تازگی ها تهیه کردم، با عنوان «کتاب علم» نوشته دکتر سید محمد بنی هاشمی، اشاراتی در این باره کرده بودند. ایشون در کتاب گفته بودند که مقصود از علمی که در آیات و روایات ما وجود دارد، علوم و معارف الهی هستش و بقیه چیزها که به عنوان «علم» تحصیل می شوند، مثل مهندسی و پزشکی ، «فن» محسوب میشند. این فنون به ما کمک می کنند که بهتر زندگی بکنیم و از جهتی دیگر، نیازمندی های ما رو به افرادی که از وجودمان نازاضی هستند، کم  کنیم. مثلا اشاره کرده بودند که پیامبر(ص) توصیه کرده اند که علم پزشکی رو فرا بگیرید. ولی من باز هم به این مسئله راضی نشدم. دوست داشتم بیشتر بدونم و با نظرات دیگران آشنا بشم و یا سوال اساسی تری رو پاسخ بدهم: هدف از زندگی چیست؟ کسب علوم الهی به چه دردی توی زندگی ما می خورد؟ آیا غیر از این است که ما توی دنیای مادی زندگی می کنیم و نیاز های خودمون رو باید تامین بکنیم؟  اگر علوم الهی فقط علم هستند پس فن پزشکی و یا حس عاطفه که نسبت به تامین نیاز و کمک کردن افراد هستش، کجا جا داره؟

در باب هدف زندگی یه سری سرچ کردم. یک حکمت بسیار زیبا از امیر المومنین(ع) در نهج البلاغه مطالعه کردم که کمی از سردرگمی من کاست. خلاصه حکمت این هست که ما باید برنامه زندگی خودمون رو بر سه موضوع بچنیم با به عبارت دیگه باید برای سه چیز توی زندگی وقت بذاریم: یکی برای خدا باید وقت بذاریم، یکی برای کسب و برطرف کردن نیاز های معیشتی و یکی هم برای لذت های حلال. فکر شما هم ، مثل من ، با خوندن این حکمت به نتیجه خوبی برسید.

در مورد علوم دانشگاهی هنوز قانع نبودم. تا اینکه امروز یادم اومد که سایتی به نام «جواب» هستش. این سایت بانک سوالات مذهبی محسوب میشه و گه گاه بعضی از پاسخ هایی که به سوالات داده شده است خیلی مفید هستند.  یک سرچ در بانک کردم و تونستم به یک سوال و جواب خوب برسم. لینکش رو اینجا گذاشتم.

شاید نتیجه گیری کلی که می تونم از مطالعاتم تا الآن بگیرم اینه که همانطور که امیرالمومنین فرمودند،  برنامه ریزی بکنم. اینکه قرار هست برای دکترا برم اونور آب، باید به دید معیشت نگاه بکنم و در کنار آن مشغول به کار های مذهبی مناسبی باشم از جمله آموزش و یا انتشار دین و یا شرکت در جلسات شیعیان مقیم سنگاپور. در کنار همه اینها هم مشغول فعالیتی تفریحی مثل ورزش و غیره باشم.

شاید این برنامه من برای چند سال آتی دکترا باشد. برای بعد از آن هم باید فکر بکنم...


والسلام









نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 فروردین 1396 09:52
Do you have a spam problem on this blog; I also am a blogger,
and I was wondering your situation; many of us have developed some nice procedures and we are looking to swap strategies with other
folks, why not shoot me an e-mail if interested.
شنبه 30 مرداد 1395 23:32
علم خوبه ولی پیامبر نگفته تا25 سالگیت درس بخون مدرک بگیر بعدش دو سال برو خدمت 28 سالت شد تازه بیا شروع به کار کن که تا دو قرون پول بتونی جور کنی تشکیل خونواده بدی دیگه یه عمری ازت بگذره
تازه اگه کار باشه من امروز تحصیل گذاشتم کنار بازم هر کی میخاد بخونه بخونه من به کسی نصیحت نمیکنم فکر کنید
ببینید کدوم راحت ترید
چهارشنبه 30 تیر 1395 15:55
اگر شما توجه کنی می فهمی ایشون گفتن علمی که با عشق و ایمان و رضای خدا منافات نداشته باشه.
سعی کنین قبل از جواب های نند نظر بقیه رو با دقت بخونید!
پنجشنبه 10 اسفند 1391 22:18
دغدغه ی خیلییییااا خصوصا اونایی که شاید عقاید بیشتری به دین دارن و شادیم هم فنی میخونن همین شده به حدی که در دایره دوستان بنده کسی نیست که به پوچی نرسیده باشه. کلا تو این سن شاید طبیعی باشه. من سرچ میکردم به این نتیجه رسیدم که تمام علومی که تو سیستم اینجا خوندم بازی دنیا بود. اگه هم برا معیشت میخاستم با نصف این سواد همین مقدار حقوق رو داشتم. علم حتی اون علم منطق و فلسفه و فقه و این چیزا نیست. علم فقط عشق به خداست همین البته از نقطه نظر خودم
سه شنبه 18 مهر 1391 22:35
به نام خدا
علاقه به علم یکی از زیباترین غرایز بشری است و بنظرم وقتی بدنبال غرایز زیبا و مفید و حلال نباشی ،غرایز دیگر تو را به دنبال خود خواهند کشید ...
این ساده ترین اثبات است برای اینکه علم می تواند مفید باشد...البته علم خود تعاریف متفاوت دارد ولی بنظرم علمی که با عشق و ایمان و راه رضای خدا منافات نداشته باشد حتما سود خواهد داشت و خداپسندانه است...
یک جوان اگر مشتاقانه مشغول تحصیل علم باشد،آنچه که مورد علاقه ی اوست ،زیبایی ذهن او حفظ خواهد شد!
آیا این خداپسندانه نیست؟
سیاوش سه نقطهسلام

اولا اینکه علاقه به علم اگرچه غریزه هست، ولی مثل هر غریزه دیگری می تونه افراط داشته باشه. ممکن هست در بعضی شرایط چنان بهش مشغول بشیم که خدا و پیغمبر(ص) رو فراموش بکنیم.

همه علوم مفید نیستند. بعضی هاشون به درد کسی نمی خوره و بیشتر سرگرمی به شمار میاد.
ملاک خداپسندانه بودن علم رو شما نمی تونید تعیین بکنید. شما چیزی رو باید بپسندید که خداوند برای شما خواسته.

حرفهایی مثل زیبایی و عشق ، کاملا بی حد و اندازه و نامشخص هستند. شما نمی تونید زندگی معقولانه داشته باشید اگر پیروی دلتون باشید. به قول حاج آقا قرائتی، اگر شما دلتون می خواد که کاری رو انجام بدید پیرو دلتون هستید نه خدا.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


حاصل عمر
زندگی را بهتر بفهمیم
درباره وبلاگ

من یکی هستم مثل افراد دیگر جامعه. تلاش می کنم که دنیایی که زندگی می کنیم رو بهتر بفهمم. اصول اعتقادی ام رو بهتر بفهمم. و در این مسیر لذت ببرم.

مدیر وبلاگ : سیاوش سه نقطه
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :