تبلیغات
حاصل عمر - حاصل عمر آن دم است...
 
سه شنبه 14 شهریور 1391 :: نویسنده : سیاوش سه نقطه
به نام خدا



سلام

«گر به همه عمر خویش، با تو برآرم دمی   حاصل عمر آن دم است، باقی ایام رفت»

پنجشنبه عروسی پسر عمه ام هستش.براش خوشحالم. فکر نکنم هیچکسی از ازدواج فامیلش ناراحت بشه. بالاخره یک چیز خیر هستش و لطفی هستش از طرف خدا. نصیب هر کسی نمیشه...

ولی مشکلی دارم..اینکه برم یا نرم.
وقتی که می شنوید که قرار هست چه چیزهایی انجام بشه و یا اینکه چه افرادی حضور پیدا می کنند، دل آدم یه جوری میشه.
خواهشا کسی نگه «یک شب هزار شب نمیشه»، «حالا تو کوتاه بیا واسه دل پسر عمه ات  و عمه ات».نمی تونم خلاف چیزی که باور دارم عمل بکنم. اگر حرفایی که من شنیدم، شما هم می شنیدید، و باور های من رو داشتید، درکم می کردید...

الآن یادم اومد که حاج آقا قرائتی در یک برنامه تلویزیونی داشت می گفت که خیلی افراد هستند که میگن«دلت پاک باشه، نماز نیاز نیست»، «خدا که همه جا هست، من توی دلم یادش می کنم» و...
به نظرم الآن خیلی از آدمها اینطور شدند. همینطور که دارم این حرفا رو می زنم بغضم گرفت...
خدا به داد مصلح آل محمد (ص) برسه که چه چیز هایی رو باید تحمل بکنه...


 پدرم که خیلی وقته از من دل بریده ، مادرم هم همینطور. باکی ندارم. زندگی و دنیا خیلی خوار تر از این حرفا شده برام. مادرم و پدرم رو دوست دارم. بالاخره هر چه باشه، هر چه دارم و هر چه خواهم داشت ، از اوناست. کمال احترام دارم بهشون و همیشه خواهم داشت. ولی نمی تونند کجبورم بکنند و کلا هیچ کس نمی تونه مجبروم کنه خلاف اعتقادم عمل کنم. چن این یعنی دشمنی به خودم و عذاب وجدان.


من دنیا رو منظم می بینم. کسی نمی تونه این دیدگاه رو از من بگیره. افراد دیگری هستند که دنیا رو تصادفی می بینن و من براشون خیلی متاسفم. تصادف... حرف خیلی غیر منطقی هستش.
منظم دیدن من و آشنایی با اصول مهندسی، من رو به این سمت کشونده که باور کنم که دنیای ما یک دنیای آشوب گونه هستش. آشوب توی مهندسی خیلی چیز پیچیده ای نیست . میشه خیلی ساده تعریفش کرد: نظم در عین بی نظمی. یا یک تعریف دیگر اینکه یک سیستم یا فرآیندی که به مقدار اولیه اش خیلی خیلی بستگی داره. اثری هست به نام اثر پروانه ای که میگه یک بال پروانه در برزیل می تونه توی ژاپن طوفانی سهمگین پدید بیاره. اگر چه این مثال یک ذره ، به نظر،زیادی افراق آمیز هست ولی امکان دارد.
دیدگاه من باعث شده که خیلی چیزها از جمله دین رو برای خودم توجیه کنم، برخورد های اجتاعی رو توجیه بکنم، عذاب و پاداش اخروی و دنیوی رو توجیه بکنم و چیز های دیگری که در اینجا نمیگنجه.
خیلی زیباست ، وقتی بهش فکر می کنید می تونید بفهمید همه چیز به هم بستگی داره. همه چیز به هم ربط داره.قدم برداشتن من، روی زندگی شما تاثیر داره. شاید هولناک به نظر برسه ، ولی بستگی داره.
من و شما چه بدانیم که با یک صلوات، چه چیزهایی توی این جهان عوض نمیشند. با یک سجده، چه اتفاقاتی که نمی افته. همه چیز به هم ربط داره.
وقتی که سیستمی به این شکل پیچیده و آشوبناک باشه، اونموقع مواظب میشید که هر مقدار اولیه ای بشه ندید. مواظب میشید که هر کاری نکنید و هر چایی رو نبنید و هر چیزی رو نشنوید... چرا که  ممکن هست توی خروجی سیستم اثر بذاره. خروجی سیستم آخر و عاقبت ما هست. چه توی این دنیا ، چه توی دنیای آخرت.

حالا می خوام که حق بدید. حق بدید که در هر مسئله ای خیلی مواظب باشم.انتخاب شغل ، انتخاب همسر، رفت و آمد ، روابط اجتماعی، روابط یا محیط، احکام شرعی و غیره.

پنجشنبه عروسی پسر عمه ام هست. خوشحالم ولی در عین حال ناراحت...

نمی خوام که درکم کنید فقط دوست دارم بهش فکر کنید. خیلی پیچیده نیست یه ذره آشوب‌ناک هستش.


و السلام




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 17 آبان 1397 15:35
Helpful information. Fortunate me I discovered your site unintentionally, and I'm surprised why this accident
did not came about in advance! I bookmarked it.
جمعه 17 آذر 1396 17:13
Hurrah, that's what I was looking for, what a information! present here at this webpage,
thanks admin of this web site.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 10:35
Hi there all, here every person is sharing these kinds of experience, thus it's pleasant to
read this webpage, and I used to pay a quick
visit this website everyday.
سه شنبه 22 فروردین 1396 15:03
My spouse and I stumbled over here coming from a different page and thought I might as well check things out.
I like what I see so now i'm following you. Look forward
to checking out your web page for a second time.
پنجشنبه 16 شهریور 1391 13:42
به نظرم این امکان وجود داره که دیر رفتن شما هم مخالفتتون رو نشون بده تقریبا به همون اندازه که نرفتنتون نشون می ده، این امکان رو هم خوبه خودتون بررسی کنید
یه جورایی روابط خانوادگی مثله دومینو هست . یکیش بریزه تا تهش می ره ، تنظیم این روابط خیلی دقت می خواد.
من ریز ماجرا رو هم بدونم چون در موقعیت شما نیستم نمی تونم راهنمایی خاصی بکنم حقیقتش تا حالا هم همچین تجربه ای نداشتم .
انشالله هر تصمیمی می گیرید بهترین تصمیم باشه :)
چهارشنبه 15 شهریور 1391 12:11
سلام

سوالتون را به صورت آنلاین با روحانیون سایت
eporsesh.com
در میون بگذارین...افراد عادی ممکنه نتونن راهنمایی دقیق و درست داشته باشن
اونجا تمام شرایط را وصف کنین و انشا ا... جواب بگیرین
چهارشنبه 15 شهریور 1391 01:44
سلام
می دونین روابط با آشنایان و صله ی رحم هم خیلی در اسلام توصیه شده و اگر شما می گید که رابطه ها ممکنه به هم بخوره به نظرم دنبال یه راهی باشید که اگه می شه برید ولی در فضایی هم که مطابق با اعتقادات شما نیست، قرار نگیرید مثلا آخرای عروسی برید با... به هر حال خودتون با فضای عروسی که می خواید برید آشناترید یه راه مناسب را غیر از نرفتن انشاالله بتونید پیدا کنید ... اگه پیدا نشد اونوقت نرید
سیاوش سه نقطهسلام
می دونید، یه سری مسائل هستند که اینجا نگفتم. اونها من رو زده کرد و یه جورهایی از برکت و وجهه مجلس کاست...

شاید قبل از اینکه یه چیزایی مطرح بشه، قصد داشتم فقط برای شام اونجا حضور داشته باشم که هم پسر عمه ام خوشحال بشه و هم عمه ام.
باید بیشتر فکر کنم. شاید الآن عصبانیتم باعث شده که کمی نامعقولانه تصمیم بگیرم. خیلی برام مهمه که حضور من مهر تاییدی بر روی این فعالیت ها و شخصیت ها نباشه، اگرچه تا حدی تونستم این پیام رو برسونم.

خواستید، به صورت شخصی، بیشتر توضیح میدم.
چهارشنبه 15 شهریور 1391 00:08

من هم چهارشنبه عروسی یکی از نزدیکان دعوتم...با خوندن این مطلبتون بغض دارم ولی مصمم...
من عروسی نمیرم...شمارو نمیدونم...
ولی پیشنهادم اینه که با خدا معامله کنیم... عروسی نریم وبعد به احساسی که درونمون زنده میشه توجه کنیم
به مولا خیلی شیرینتر از اون لذتهای زودگذره...قبول؟
امیدوارم خدا کمک هممون کنه
خیلی التماس دعا تصمیمات بزرگی گرفتم و اجرا کردم که باید خیلی سختیها را تحمل کنم دعام کنین
ویه پیشنهاد دیگه...در حده یک پیشنهاد اما بهتر وبلاگتون بصورت گمنام باشه
اگر یک نفر به اینجا بیاد که شما رو می شناسه و این نوشته ها را بخونه ... ممکنه حس کنه خدایی ناکرده تظاهر و ریاست و در درجه ی دوم اینکه شما واسه معروف شدن که نمی نویسین،دردو دل با خدا یا گاهی واسه تسکین روح خودتونه ...خدا کافیه...نباید اجازه بدین این شخصیت پاک به ریا نزدیک بشه...شیطان بسیار نزدیکه...اگر من بودم ترجیحا گمنام می نوشتم البته هرگز از گفتن این حرفها قصدم متهم کردن شما نیست
فقط خداست که از دل هممون آگاهه...
اجرتون با خدا اولین باره که میام اما خیلی استفاده کردم
سیاوش سه نقطهممنون از نظر خوبتون...

اجرتون با خدا.

قبول دارم که نرفتن خیلی شیرینتر و خدا پسندانه تر هستش.و اگر خدا بخواد، با اینکه بعدش خیلی حرفا ممکنه بشنوم و خیلی رابطه ها به هم می خوره، سعی می کنم نرم
سه شنبه 14 شهریور 1391 22:00
به نظر من اگر مشکلی هست نرید. ما هم هفته دیگه عروسی خاله همسرم هست که می دونیم مسائلی توش هست و نمیریم.به خاطر خدا باید این کارا را کرد تا خدا بفهمه پاش وایسادید و اونم روت یه جاهای خاصی حساب کنه . این دیدگاه و اعتقاد منه
سیاوش سه نقطهممنون از دیدگاه و نظرتون
سه شنبه 14 شهریور 1391 18:28
خیلی داری سخت می گیری سه نقطه

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


حاصل عمر
زندگی را بهتر بفهمیم
درباره وبلاگ

من یکی هستم مثل افراد دیگر جامعه. تلاش می کنم که دنیایی که زندگی می کنیم رو بهتر بفهمم. اصول اعتقادی ام رو بهتر بفهمم. و در این مسیر لذت ببرم.

مدیر وبلاگ : سیاوش سه نقطه
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :