تبلیغات
حاصل عمر - ماجرا های من و ازدواج
 
جمعه 26 اسفند 1390 :: نویسنده : سیاوش سه نقطه

به نام خدا


ازدواج و ماجرا های من

 

خب ، یک مدتی بود که مسئله ازدواج رو یه جور هایی کنار گذاشته بودم . نه از این جهت که به فکرش نبودم بلکه به خاطر اینکه در آخرین صحبت من و مادرم، من به یک نتیجه رسیدم: به دلیل اینکه هنوز وضعیت تحصیلی من شخص نیست واینکه هنوز معلوم نیست کجا قبول میشم، باید صبر کنم تا یک سال و یا کمتر در جایی که قرار هست برم جا بیفتم و بعدش اقدام کنم برای ازدواج.

البته این نتیجه گیری من به راحتی بدست نمی اومد. یک شب با مادرم داشتم استدلال می کردم که من باید ازدواج بکنم و مادرم اصرار داشت بر اینکه باید وضعیتم مشخص بشه و من در نهایت قانع شدم.

پس از  این ماجرا و بعد از چند ماه ، پدرم مجددا مطرح کرد که من دختر یکی از دوستهاش رو در نظر بگیرم و ما بریم برای خواستگاری اون بابا.  فکر کنم بتونید حدس بزنید که من در اون لحظه چه احساسی داشتم ! چند چیز سریع به مغزم اومد :

-         اولا ماجرای همان شب با مادرم رو یادم اومد  به پدرم گفتم! پدرم برگشت گفت: نه این چیزا مهم نیست ، تو وضعیت بورس و خارج از کشورت معلوم بشه ، می تونی با خودت یکی رو ببری.  نباید تنها باشی و.. من بسیار ناراحت شدمو واقعیت این بود که وقتی من این حرفهارو می زدم ، پدرم قبول می کرد و روزی که اتفاقی افتاد، متوجه شدم پدرم بر خلاف این حرف هارو داره به من می زنه و قول خودمون زد زیر حرفاش. از اینکه بعضی افراد توی موقعیت های مختلف، حرفاشون رو عوض می کنند ، دل خوشی ندارم.

-         دوما ، نمی فهمم که پدرم از کجا می دونه که چه کسی برای من مناسب هستش !! این طرفی که ازش صحبت می کنه نه برای من مشخص هست که چجور اعتقاداتی داره و همچنین معلوم نیست که من از ش خوشم بیاد!!! من این همه دارم کتاب و مقاله می خونم اینکه چطور باید انتخاب همسر بکنم  ، فشار ذهنی دارم به خودم وارد می کنم و بعدش پدرم اینطور برای من انتخاب می کنه. از یک فرد درس خونده چنین انتظاری نمیره.

-         سوما، تفاهم بین پدر و مادر برای انتخاب همسر شرط هستش. نمیشه که پدر یک حرفی بزنه و مادرم یک حرف دیگه!!! این وسط اگر این اتفاق نیفته ، چنگ داخلی چندین هزار ساله اتفاق می افته که این وسط من باید بین طرفین حرف ببرم و بیارم !!!

خلاصه بگم واستون ، از موارد بالا ناراحت شدم. به نظر میاد که تا موقعی که شرایط برای من بوجود بیاد، کلی ماجرا خواهیم داشت!

 

موفق باشید





نوع مطلب :
برچسب ها : ازدواج،
لینک های مرتبط :


شنبه 7 مرداد 1396 19:11
What's up to all, it's in fact a fastidious for me to pay a visit
this web page, it includes priceless Information.
سه شنبه 6 تیر 1396 10:02
Hello i am kavin, its my first occasion to commenting anyplace, when i read this post i thought i could also create comment due
to this good post.
سه شنبه 6 تیر 1396 01:37
I'm very happy to read this. This is the type of manual that
needs to be given and not the random misinformation that is at the other blogs.

Appreciate your sharing this best doc.
دوشنبه 1 خرداد 1396 10:18
Spot on with this write-up, I honestly think this web site needs
a lot more attention. I'll probably be returning to read through more, thanks for the info!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 15:23
Sweet blog! I found it while browsing on Yahoo News.
Do you have any tips on how to get listed in Yahoo
News? I've been trying for a while but I never seem to get there!
Thank you
شنبه 2 اردیبهشت 1391 00:39
به نظر من هر چی یه پسر و دختر در سن جوون تر ازدواج کنن برنده تر هستن. البته منکر کسب شرایط عقلی و سایر شروط نیستم ولی باید خودش تلاش کنه و این شرایط رو هم کسب کنه.
چهارشنبه 9 فروردین 1391 00:51
سلام عید مبارک میگویم کوتاه و مختصر!!! صبر کن 1- درست تموم بشه2-تجارب بیشتر کسب کن سن یه کم زوده یه کم حداکثر 3 سال!!!!
سیاوش سه نقطهسلام

خیلی مختصر بود!
یکشنبه 6 فروردین 1391 18:50
سلام
سال نو مبارک
گاهی حس می کنم اون ها هم حق دارند بالاخره ما بچه هاشون هستیم و خیر ما رو می خوان. پدر و مادر بچه هاشونو خیلی خوب می شناسن شاید کسی که اونها انتخاب کنن براتون مناسب باشه.... مطمئنم که فشاری در این زمینه نیست و در انتها این دختر و پسر هست که باید تصمیم نهایی رو بگیرن... البته این مسائل در اکثر خانواده ها هست پس ناراحت نباشید.
اول در کتابی خوندم سعی کنیم با کسانی آشنا بشیم و به ازدواج باهاشون فکر کنیم که ابتدا جذابیت خاصی ندارن و اونها رو مناسب نمیبینیم! و از آشنا شدن باهاشون خودمونو منع می کنیم شاید همون ها بهترین گزینه باشن!
دوم پسر ها یک فرق با خانم ها دارن و اون اینه که می تونن روی خواسته شون پا فشاری کنن و خانواده شونو قانع کنن.
نظر من اینه که اگر پسری دختری رو بخواد و یا برعکس می تونه به راحتی و یا به سختی خواسته شو مطرح کنه و از خواسته ش دفاع بکنه (از خصوصیات باطنی آقایون) پس نباید دست کم گرفت
موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


حاصل عمر
زندگی را بهتر بفهمیم
درباره وبلاگ

من یکی هستم مثل افراد دیگر جامعه. تلاش می کنم که دنیایی که زندگی می کنیم رو بهتر بفهمم. اصول اعتقادی ام رو بهتر بفهمم. و در این مسیر لذت ببرم.

مدیر وبلاگ : سیاوش سه نقطه
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :