تبلیغات
حاصل عمر - شب قدر
 
سه شنبه 1 شهریور 1390 :: نویسنده : سیاوش سه نقطه
به نام خدا


سلام 

در درجه اول باید از تمامی خوانندگان بلاگ معذرت خواهی کنم. مدت مدیدی هست که مطلبی داخل بلاگم ننوشتم و در مقابل هیچ اطلاعیه ای در مورد این غیبت طولانی در پشتی قرار ندادم . 

دوم،  برای همه آرزوی قبولی طاعات و عبادات در این ماه مبارک را دارم. امیدوارم که توانسته باشید بیشترین بهره ممکن را ببرید.

خداوند به منم توفیقی داد و و برای من چند نکته مهم زندگی نمایان کرد:

1- متاسفانه در اطرافم افرادی هستند که یا دین و مسلک خاصی پیروی نمی کنند و اگر می کنند در حد خیلی مختصر. به این فکر می کردم که مطالعه مداوم اصول دین و آموزه های اخلاقی پیامبران(ع) ، پیامبر اسلام(ص) و ائمه معصوم (ع) که در قرآن و احادیث نقل شده چقدر می تونه در زندگی روزمره انسان تاثیر گذار باشند.

گاهی اوقات این شرایط نیز برا یمن پیش می آید که فراموش می کنم مطالعه ای بکنم و کاملا احساس می کنم که قسمتی از زندگی من خالی است .  همچنین می بینم که کار های خلاف و اشتباهی که در طول روز انجام می دهم نسبتی معکوس با این مطالعات دارد.  

همچنین برای افرادی که می شناسم می بینم  عدم توجه به این اخلاقیات و معنویات در زندگی خانوادگی و کاری آنها تاثیر می گذارد.  
اکیدا توصیه می کنم که روزانه کتاب های مرجع دینی اسلام ،پژوهش های انجام شده در قرآن و یا تفسیر های قرآنی را مطالعه فرمایید.

2- شب 21ام رمضان ، جای شما خالی به مسجد جامع بازار تهران رفتیم.  من ، بالشخصه، می خواستم فضای موجود در مسجد را تجربه کنم. 
محلی که نشسته بودیم ، شاید جای مناسبی نبود و من چندان از حوادث اطرافم باخبر نیم شدم . ولی چهره هایی که اطرافم نشسته بودند من را در فکر فرو بردند.

در ابتدا فردی در مقابل من نشسته بود که به ظاهر منتظر کسی بود. فکری که به ذهنم رسید این بود که افرادی که اینجا آمدند چند در صد برای خودنمایی آمده اند؟

در حین خواندن دعا ، این سوال مطرح شد که چند در صد افرادی که دعا را می خوانند از مطالبی که در آن گفته می شوند با خبرند؟ در این دعا افرادی بودند که به شدت تمام  گریه می کردند و یهو تغییر پیدا می کردند. این سوال پیش آمد که آیا انسان می تواند اینطور سریع از یک حالت به حالت دیگر تغییر کنند؟


دعای دیگری شروع شد که به نظرم از لحاظ معنایی خیلی خیلی قویتر از دعای اول بود. دیدم که افراد کمتر گریه می کردند. چرا اینطور بود؟

در مراسم ، شروع کردند به قرآن خواندن . دیدم که افراد با یکدیگر صحبت می کنند و به قرآن بی توجهی می کنند. آیا دعا از قرآن دارای مقام بیشتری است که توجهی به قرآن نمیش ود ؟ آیا قرآن صریحا بیان نفرمودهع که در حین خواندن قرآن صحبت نکنید و سکوت را رعایت کنید؟

در حین مراسم عزاداری برای امام امیر المومنین علی (ع)، یهو عقلم شروع کرد به کار کردن. من دارم الآن چی کار می کنم؟ این طرف داره چی میگه ؟ آیا عزاداری باید اینطور باشه؟ سینه زنی  چه جور عزاداری ای هستش؟ آیا این جور  عزاداری جواب میده؟ آیا این جور عزاداری به هدفی که باید برسه ، می رسه؟


این جور سوالات مغزم رو پر کردند. امیدوارم بتونم جوابشون رو پیدا کنم. 


موفق باشید 
خدانگهدار




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 25 شهریور 1396 04:24
You are so interesting! I don't think I've read through something like that before.

So good to find another person with a few genuine thoughts on this subject matter.

Seriously.. thank you for starting this up. This web site is one thing that is required on the web, someone with
some originality!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 00:05
Hi there, just became aware of your blog through Google,
and found that it's truly informative. I am going
to watch out for brussels. I'll appreciate if you continue
this in future. Many people will be benefited from
your writing. Cheers!
پنجشنبه 17 شهریور 1390 22:22
بابا ای ول، رفتی مسجد بازار
از اون قسمت تغییر حالات سریع که نوشتی خیلی خوشم اومد
برای منم گاها سوال بود، ولی حل شد، واقعا میشه آره. برای کسانی که هر هفته توی مجلس غزا و غم شرکت می کنن نیاز به مقدمه برای اوج گرفتن نیست.
به نظر من به این چیزا فکر نکن چند نفر برای خودنمایی اومدن، بگو به من چه.
به نظر من در عزاداری اگر از قسمت عقلانیش که بگذریم که بیان مصیبت اهل بیت (ع) است و معرفت زا است، قسمت سینه زنی اش احساسی باشه.
چهارشنبه 2 شهریور 1390 11:10
به نام خدا

سلام
درسته... من توجه کردم بعضی چیزها که می گن اصلا نوحه نیست چون شبیه می خونن مردم سینه می زنن و گریه می کنن، واقعا تعجب داره
به نظرم بیشتر به تربیت خانواده ها برمی گرده خوبه بچه کوچیک با خودشون در این مراسم می برن ولی بهتره که فقط حضور و گوشزد نکنن کمی هم اصل ماجرا گفته بشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


حاصل عمر
زندگی را بهتر بفهمیم
درباره وبلاگ

من یکی هستم مثل افراد دیگر جامعه. تلاش می کنم که دنیایی که زندگی می کنیم رو بهتر بفهمم. اصول اعتقادی ام رو بهتر بفهمم. و در این مسیر لذت ببرم.

مدیر وبلاگ : سیاوش سه نقطه
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :