تبلیغات
حاصل عمر - چرا سحر ندارد؟
 
چهارشنبه 8 تیر 1390 :: نویسنده : سیاوش سه نقطه

به نام خدا


سلام به همه ، هر کسی که این وبلاگ رو می خونه ، خواسته یا ناخواسته، با توجه کامل و یا با بی توجهی کامل (!)

واقعیت:  امروز و امشب ناراحت شدم.

حالا اگر بپرسید که چرا ناراحتی ؟ چته ؟ به عزای کی یا چی نشستی ؟،نمی تونم بهتون جواب بدم . چرا که مسائلی است پشت پرده که قابل آشکار کردند نیستند. ولی اگر بخوام یک نشانه بدم از ناراحتی ام ، تنها یه  کلمه کافیست : خانواده .

دل آزرده ام ....از کسی که امشب به من گفت که یه چیزی می خوام بهت بگم ولی از آنجایی که می خوام یه کاری کنم دیگه نبینمت ، نمی گم. 
خب ممکنه چند حالت فکر کنید:یکیش اینه که ممکنه فکر کنید که من یه کاری کردم که مستحق این حرف شدم.در این صورت ، در مورد کاری که کردم باید بپرسید( که نمی تونم جواب بدم). ولی به نظرم ، چه کاری کردم باشم چه کاری نکرده باشم، شنیدم این حرف ز یک فرد که دوستش داری، خیلی خیلی سنگینه .

دل آزرده ام ... از کسی که بهش دست دراز کردم برای کمک و بر سرم منت گذاشت. از کسی که ازش مشورت خواستم ، گفت که تو تا حالا از من هیچ مشورتی نگرفتی و هر کاری می خواستی بکنی سر خود کردی.
ممکنه بگید که حتما یه کاری کردی که طرف اینطوری فکر می کنه . در جواب فقط می تونم بگم که این فرد گذشته را فراموش کرده ، می خواستم که این فرد توی فضای فکری دانشگاهی نیست. می تونم بگم که ایم فرد من رو نمی شناسه.
ممکنه بگید که خودت رو بشناسون. من فقط می تونم بگم که این کار برای خودم از سخترین کار هاست .

دل آزرده ام ...از کسی که تنها با  یک نیم نگاه بی مهر و واژه ای بدون کعنای واقعی خود من را بدرقه می کند. 
ممکنه بگید: باز چی کار کردی؟  من می گم که نمی دونم . وقتی یکی رفتارش اینطوری هست ، من چی کار کنم. 
وقتی یک فرد تصمیم می گیره که بد خلقی بکنه  وقتی که یه فردی تصمیم می گیره تفوت قائل بشه برای افراد ، من چی کار می تونم بکنم؟ آیا من قادر هستم که بتونم فکر یک فرد رو عوض بکنم؟

دل آزرده ام ... از همه موارد فوق و واقعیتی که من را آزار می دهد... هویت من چیست؟ من تنهایی خوب باشم ، بقیه خوب نباشند ، اصلا میشه؟ آیا من خوب باشم ، عالی باشم،  اخلاق داشته باشم، ولی بقیه نه، میشه کاری کرد؟  من تنهایی می تونم نماینده خودم باشم؟
جوابش مشخصه : نه ، نمی تونم . نمی تونم خودم باشم و بقیه را نادیده بگیرم. 

سناریو معروفش اینه : تو بخوای ازدواج کنی، نمی گن تو چقدر خوبی ، تو چقدر ماهی ، تو چقدر مدارج علمی داری، به! شاگرد اول هم که  بودی! ، به به ! چه گل پسری ! 
این فقط نصف راه هست...تازه اگر اینقدر خوب پیش بره که بگن طرف گل پسره !

بقیه اش اطرافیانت هستند. 

خدا رو شاکرم که تونستم لبخند بر لب دوستانم بذارم . خوشحالم که انگیزه دادم و هدایت کردم.  خوشحالم که این کار باعث شده جمعی خوشحال بشند. خوشحالم که تونستم بخندونم و خودم بخندم. 
خدا رو شاکرم که یه ذره به من عقل داده . خوشحالم که خدا من رو رسوا نکرده . خوشحالم که خدا ، هنوز احترامم رو نگه داشته . 

خدا رو برای اینها باید شاکر بود.... ولی چه کنم که در کنار این شکر ، دعا می کنم که شب من رو هم به سحر برسونه. کابوس زندگی ام رو به رویای شیرین تبدیل بکنه .

پیشاپیش مبعث رسول گرامی اسلام (ص)  رو تبریک می گم به همه. امیدوارم که لبانتون خندان و کمتون شیرین باشه و هیچ موقع از مشکلات من نداشته باشید. 


و السلام






نوع مطلب :
برچسب ها : شکایت،
لینک های مرتبط :


شنبه 14 مرداد 1396 11:46
What a information of un-ambiguity and preserveness of precious
knowledge regarding unpredicted feelings.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 11:20
Valuable information. Fortunate me I found your web site
unintentionally, and I am shocked why this twist of fate
didn't came about earlier! I bookmarked it.
پنجشنبه 9 تیر 1390 12:59
...شما هیچ کاری نکردید بقیه دنبال بهانه اند. این تفاوت ها این بد خلقی ها هیچ کدوم و نمی شه عوض کرد این ها رو آگاهانه می کنن بخاطر این که ما رو برنجونن، دلمونو بشکنن، اذیتمون کنن، که روزی هزار بار به مرگ راضی بشیم و از حرفها و کنایه هاشون دلگیر.
به نظرم تنهایی خوب باشید یعنی اگه بقیه بد بودن شما هم باید بد شید! با اخلاق بودن نشونه شخصیته و بی احترامی و دیگران و نادیده گرفتن جزء خوبی حساب نمی شه...
انشالله که شبتون به سحر برسه
مبعث مبارک
سیاوش سه نقطهبسیار زیبا نوشتید.

ممنون از پیشنهادتون...
پنجشنبه 9 تیر 1390 12:39
سلام
من تو خیلی جاها تونستم خودمو بذارم جای شما و تا حد زیادی تونستم درکتون کنم نشانه ش همین اشکی ست که الان روی گونه م جاری شد؛
یه پیشنهاد: من هم در موردم خیلی قضاوت های نادرست شد و چیزی که فهمیدم اینکه هیچ وقت سعی نکنم خودمو به بقیه بشناسونم مهم خودم هستم که اون طور که بعضی راجع به من فکر می کنن نیستم گاهی واقعا دوست دارم داد بزنم آخه من چه بدی کردم که بخوام مستحق این رفتار ها از طرف اطرافیان باشم (این اطرافیان که ذکر کردم منظورم افرادی به جز خانواده ست و البته گاهی خانواده چون منم با نظر شما که گفتید گاهی با خانواده و نزدیک ترین هامون مثل دشمنمون برخورد می کنیم موافقم).
اگر می خواهید حرفهایتان را باور کنن از خود سخن نگویید؛ این جمله نمی دونم از کی هست ولی من این جمله رو دوست ندارم اگه انقدر انسان ها با هم نزدیک باشن و برای هم مهم باشن همیشه به حرفهای هم گوش می دن
چهارشنبه 8 تیر 1390 05:06
من که نفهمیدم دقیقا چی شد؟همشو گفتین نپرس!اما اگه قضیه ازدواجه و اینا من حاضرم کمکتون کنم ها.بیام خواستگاری و اینا... اما انقدر ازتون تعریف نمی کنم گفته باشم.
دوما اگه کسی ترجیح می ده بداخلاق باشه من تجربه اش رو دارم منم باهاش بداخلاقم. البته فکر کنم دارم مجازاتشو میبینم از طرف خدای مهربون(شایدم اشتباه می کنم).راستی دانشگاه جدید شاگرد اولید؟به سلامتی....
سیاوش سه نقطهسلام

جواب بد خلقی، بد خلقی نیست. متاسفانه رفتار هایی که ما می کنیم با افراد نزدیکمون، همون رفتار هایی هست که با دشمنانمون می کنیم( گاهی اوقات)

دانشگاه جدید، خوبه . خوش می گذره تا حدودی ولی شاگرد اول نیستم . تجربه نشون داده که همیشه در دوره ورودی بنده شخصی مثل خانم آقا... پیدا میشه که از همه سر باشه. تازه، دانشجو دکترا ها که بدترند!!! به گرد پای اونها هم نمی رسیم!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


حاصل عمر
زندگی را بهتر بفهمیم
درباره وبلاگ

من یکی هستم مثل افراد دیگر جامعه. تلاش می کنم که دنیایی که زندگی می کنیم رو بهتر بفهمم. اصول اعتقادی ام رو بهتر بفهمم. و در این مسیر لذت ببرم.

مدیر وبلاگ : سیاوش سه نقطه
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :